تبلیغات
وخدایی که در این نزدیکیست... - ببار ، باران...

وخدایی که در این نزدیکیست...

ببار ، باران...

گره می زنم سیاهی چشمانم را به سیاهی آسمان شبی که تمام هستی را در آغوش کشیده .
شاید که صدایی ، نوری ، نم بارانی ...
ببار، باران!!!
در فصل قشنگ عاشقی،  پاییز ، تو راکم دارم.
در جایی که من هستم  و یک چتر بسته و...
تنها تویی که کامل می کنی حس قشنگ با او بودن را.
زیباتیرین نزول آسمانی تو را می طلبم.






دو پاره ابر بی صدا و خاموش

دو تکه روح بی قرار و مجنون

به هم رسیدن و دوباره گریه

به هم رسیدن و دوباره بارون

...



[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ faezeh ] [ نظرات() ]