تبلیغات
وخدایی که در این نزدیکیست... - فقط تو می دانی...

وخدایی که در این نزدیکیست...

فقط تو می دانی...

این روزها کاغذ و قلم هم یاری ام نمی کنند. گویی آن ها نیز با من بیگانه اند.

آن ها که همیشه مونس تنهایی ام بوده اند، اکنون عاجزند ازنوشتن آنچه دردل دارم.

حال فقط خودت می دانی و خودت مثل همیشه.

یگانه ام ! گاهی حس می کنم بودنت را، اما نمی دانم کجای زندگی ام پنهانی !؟

توبهتر ازهرکسی می فهمی معنای نگاه های نگرانم را، علت ضربان نا منظم قلبم را و سردی دستانم را که از سردی نگاه اوست.

اما بودن تو درتنهاترین لحظاتم آرامم می کند. واینکه تو بیشتر ازخودم دوستم داری و مراقبم هستی ، نگاهم را آرام ، تپش قلبم را منظم و وجودم را گرم میکند.

مهربانم دوستت دارم.




[ یکشنبه 20 فروردین 1391 ] [ 03:41 ب.ظ ] [ faezeh ] [ comment() ]